در دامهای بزرگ و کوچک در تغذیه با سطوح بالای کنسانتره و مواد خوراکی سبب کاهش اسیدیته شکمبه و بهم خوردن اسمولاریته شکمبه و اسیدوز حاد و از دست دادن آب بدن در طی چند روز می شود. این حالت خطرناک بوده و موجب مرگ دام می¬گردد. از جمله عوارض اسیدوز خفیف، لنگش و آبسه های کبدی می باشد. سایر علایم بالینی مانند کاهش pH شکمبه، بی اشتهایی، تغییر در مصرف خوراک، اسهال و بی حالی در دام مشاهده می¬ شود. اصولاً اختلالات گوارشی در اثر ازدیاد اسید لاکتیک را اسیدوز می گویند که به صورت اسیدوز حاد، مزمن و بالینی دسته بندی می شوند.

عوامل مختلفی بر عملکرد شکمبه تاثیر دارد. از جمله این عوامل می توان به مخمرها، موننسین ، آنتی بیوتیک ها، یونوفرها، اکسید منیزیم، آنالوگ ال متیونین، بی کربنات سدیم و… اشاره نمود.

 

مخمرها

قابلیت هضم مواد خوراکی در شکمبه تحت تاثیر عوامل مختلفی از جمله منابع علوفه ای و جمعیت میکروبی می باشد. هنگامی که بخش عظیمی از کاه با یونجه و سایر سیلاژها مانند سورگوم جایگزین می شود، عملکرد و قابلیت هضم بهبود می یابد. قابلیت هضم پروتئین در شکمبه تحت تاثیر pH شکمبه می باشد. از آنجا که در طی هضم پروتیئن در شکمبه همراه با ترکیبی از N-NH3 می باشد سبب کاهش pH محیط شکمبه پایین تر از ۵٫۸ می رسد. باکتری هایی سلولایتیک ، پرولایتیک سبب تغییر جمعیت پروتوزاهای موجود در شکمبه می¬شوند.  در نتیجه سبب تغییر در قابلیت هضم ماده خشک NDF, و CP در پی تغییر جمعیت میکروبی شکمبه می شود. هنگام استفاده از  مخمرهای سویه ساکارومایسس سرویسیه سبب بهبود قابلیت هضم ماده ی خشک و پروتئین در گاوهای شیری می شود. اگر چه این سویه تنها سویه هوازی دستگاه گوارش بوده موجب تغییر جمعیت میکروبی شکمبه می شود. مخمرها با تاثیر باکتری های سلولایتیک سبب افزایش جمعیت آن ها و افزایش قابلیت هضم ماده ی خشک در شکمبه می شوند. تغییر قابلیت هضم ماده ی خشک خوراک به منابع علوفه ای آن بستگی دارد. هنگام استفاده از مخمرهای زنده در خوراک های حاوی علوفه یونجه سبب افزایش pH شکمبه شد. همچنین ممکن است سبب تثبیت pH شکمبه شود که بسته به نوع گونه مخمر مورد استفاده متفاوت می باشد. با استفاده از مخمرهای زنده pH شکمبه معمولا در حدود ۶٫۳۸ ثابت می ماند و در طولانی مدت حدود ۶٫۲ می باشد. استفاده از مخمرهای زنده در سیلاز ذرت سبب افزایش کلی VFA موجود در شکمبه می شود. بعلاوه استفاده مخمرهای زنده سبب افزایش غلظت استات در شکمبه می شود. این افزایش غلظت استات می تواند مربوط به افزایش جمعیت باکتریهای سلولایتیک در اثر قرار گرفتن مخمرهای زنده موجود در شکمبه باشد. این نتایج متفاوت ممکن است به علت منابع خوراکی مورد استفاده باشد. همچنین مخمرها با تاثیر بر جمعیت میکروبی سبب کاهش تولید اسید لاکتیک و افزایش تولید پروپیونات در شکمبه شود. از طرفی مخمرها موجب کاهش آمونیاک تولیدی در دستگاه گوارش در حدود ۱۰% می شوند. این کاهش آمونیاک در شکمبه ممکن است به دلیل تحریک سنتز پروتئین میکروبی در شکمبه در الحاق آمونیاک های موجود در شکمبه باشد. با ورود پروتئین های میکروبی به بخش انتهای  گوارش مانند ژژنوم سبب بهبود قابلیت هضم پروتئین و کاهش ازت دفعی توسط دام شود. بر طبق تحقیقات صورت گرفته مخمرها سبب افزایش اسید آمینه ضروری میتونین شده است. در مقابل سبب افزایش تولید ۸% درصد شیر شده است. در مجموع مخمرها سبب افزایش pH شکمبه افزایش باکتری های سلولایتیک شکمبه، افزایش VFA شکمبه و کاهش گاز متان تولیدی در شکمبه می شود. یکی دیگر از فرضیه های افزودن مخمرها در بهبود تخمیر در شکمبه ممکن است مربوط به بهبود حالات مختلف عنصر روی در شکمبه باشد. این حالات مستلزم مطالعات بیشتر در این زمینه می باشد. ریبوفلاوین از جمله محصولات جانبی مخمرها در صنایع غذایی و آبجوسازی می باشد. این محصول در تولیدات از جمله بخش اعظم پروتئین میکروبی تولید شده است. بطور سنتی استفاده از تولیدات مخمری در تغذیه حیوانات اهلی استفاده می شد. هنگامی که مخمرها در جیره گاوهای شیری گنجانیده شد سبب تولید ریبوفلاوین و در مقابل شیر بیشتر در گله های گاو شیری شد. از طرفی افزودن مخمرها فقط سبب تغییر نسبت استات و پروپیونات میشود و تاثیری بر بوتیرات و ایزوبوتیرات ندارد.

موننسین

فعالیت میکروبی در شکمبه با ایجاد گاز متان و آمونیاک سبب هدر رفتن انرژی و ازت موجود در اجزای خوراک می شود. در نتیجه موجب تولید گازهای گلخانه ای و آلوده شدن محیط زیست می گردد. یکی از راه کارهای موجود استفاده از آنتی بیوتیک های یونوفرها از جمله موننسین است.  مونسین از جمله افزودنی های موجود در بازار است که برای کنترل جمعیت میکروبی شکمبه مورد استفاده قرار می گیرد. تغذیه با موننسین سبب کاهش تولید گاز متان در شکمبه می شود. همچنین ایجاد روند متاژنیس در شکمبه سبب افزایش پروپیونات و در مقابل کاهش تولید استات در شکمبه می شود. موننسین سبب مهار تولید متان در سکوم نیز می شود در ضمن موننسین در جیره های دارای درصد بالای کنسانتره سبب افزایش بوتیرات در شکمبه می شود. موننسین تاثیری بر قابلیت هضم ظاهری ماده خشک نداشته ولی بر غلظت کلی اسیدهای چرب شکمبه موثر است. از طرفی کاهش آمونیاک در شکمبه می تواند در اثر کاهش فعالیت پرولیتیک در شکمبه می شود. همچنین موننسین دارای چنین عملکردی بوده و به نفوذ در غشای دیواره سلولی باکتری های گرم مثبت سبب نابودی آن ها می شود.

فنیل پروپانوئیدها: استفاده از آنتی بیوتیک ها سبب ایجاد عوارض ناخواسته ای از جمله مقاومت میکروبی می شود یکی از راهکارهای موجود استفاده از مشتقات گیاهان مانند اسانس های گیاهی از جمله  فنیل پروپانوئیدها می باشد. این ترکیب دارای ساختار فنلی متصل به یک حلقه آروماتیک است که این ترکیب دارای فعالیت ضد میکروبی می باشد. آن ها با نفوذ در دیواره سلولی سبب ایجاد تغییر در شیب غلظت یونی و نابودی دیواره سلولی در باکتری های گرم مثبت موجود در دستگاه گوارش می شوند.

بی کربنات سدیم (جوش شیرین)

جوش شیرین به عنوان یک بافر در جیره نشخوارکنندگان مورد استفاده قرار می گیرد. جوش شیرین به عنوان یک رادیکال در شرایط شکمبه هنگام استفاده از خوراک با درصد بالاتر کنسانتره مورد استفاده قرار می گیرد، که سبب تغییرات شکمبه ای می شود. ثابت نگه داشتن  pHشکمبه یکی از فاکتورهای مهم در بهبود عملکرد شکمبه بود. افزودن بی کربنات سدیم به جیره گاوهای شیری سبب بهبود قابلت هضم ماده ی خشک و فیبر خام در شکمبه شد. همچنین در صد استات،  پروپیونات و کل VFA در شکمبه تحت تاثیر قرار گرفت. همچنین افزودن بی کربنات به جیره سبب افزایش چربی شیر استات و پروپیونات جیره می شود و درشکمبه سبب تبدیل یون هیدروژن شد.

 

سدیم بنتونیت

افزودن سدیم بنتونیت به سیلاژ ذرت سبب افزایش چربی شیر می شود. افزودن سدیم بنتونیت به سیلاژ ذرت سبب تبدیل اسید لاکتیک به اسید بوتیرات در شکمبه می شود.

آنالوگ هیدروکسی متیونین:

افزودن هیدروکسی میتونین به جیره گاوهای شیری سبب بهبود تولید شیر و چربی شیر تولیدی می شود. هیدروکسی متیونین با تهیه کردن کاتوبولیک ها برای سوخت و ساز میکرواورگانیسم ها سبب بهبود عملکرد میکروفلور شکمبه می شود. همچنین استفاده از هیدروکسی متیونین به شکل آنالوگ سبب انتقال بخش قابل توجهی از متیونین به روده و افزایش جذب بیشتر متیونین توسط دام می شود.

اکسید منیزیم:

اکسید منیزیم سبب تحریک مصرف خوراک و قابلیت هضم ماده خشک و  افزایش چربی شیر در طی دوره ی شیری می شود. اکسید منیزیم به عنوان منابع آنیونی در جیره گاوهای شیری استفاده می شود. همچنین بواسطه خاصیت انیونی که دارد سبب افزایش pH شکمبه شده و از اسیدوز در شکمبه جلوگیری می کند.

آنیوفور

آنیفورها به صورت رایج در اکثر نقاط دنیا در خوراک گاوهای گوشتی و طیور مورد استفاده می کند. ایونوفورها با عکس العمل تعادل یونی در باکتری ها و پروتوزاها سبب تغییر شرایط تخمیر در دستگاه گوارش می شوند. انیفورها با میکروب های دستگاه گوارش حالات رقابتی داشته در نتیجه با تغییر میکروفلور مناسب دستگاه گوارش سبب بهبود عملکرد شکمبه می شود.

نیاسین(نیکوتنیک اسید)

ردل و برتدلی ۱۹۹۰ نشان دادند که باکتریهای شکمبه, نیاسین را در رابطه با نیاز خودشان تولید می کنند. به نظر میرسد که در اوائل شیر دهی به دلایل مصـرف خوراک کم در بعد از زایمان و ناکافی بودن سـنتز شکمبـه و نیـاز بالای مواد غذایـی برای تولید شیر, مقدار نیاسین مورد نیاز گاو تامین نمی شود.

نیاسین نقش حائز اهمیتی در جلوگیری از کتوزیس و کاهش سطح کتون خون دارد. دلیل اصلی در بهبود تولید شیــــر به هنگام افزودن نیاسین به جیره ممکن است مربوط به نقش آن در متابولیسم کربوهیدراتها وچربیــــــها ودر نتیـــجه کاهش کتوزیس باشد. نیاسین ممکن است برروی تخمیرات شکمبه تاثیر داشته باشد، به طوری که این مساله از طریق افزودن نیاسـین و مشاهده افزایش سنـتز پروتئین میکروبی و پروپیونات در شکمبه به اثبات رسیده است.

تغذیه ۶ گرم نیاسین به ازای هر راس گاو در روز در طی ماههای گرم سال در کاهش استرس موثر است.

 


سیستم نگهدارنده پستان وابسته به گونه و نوع غده پستانی دارد. بنابراین برای مثال در جوندگانی که غده پستانی در آنها  به صورت یک غده بسیار مسطح است و درست در امتداد دیواره شکم در زیر پوست قرار دارد حمایت کمی برای حفاظت آن مورد نیاز است و پوست تا اندازه ای قادر به حفاظت از غده پستانی در آن ها می باشد.

در مقابل برای مثال نشخوارکنندگان که دارای پستان های خیلی بزرگ و پاندولی هستند آن ها نیازمند حفاظت و حمایت سطح بالایی می باشند و بر اساس ساختارهای حفاظت کننده در آن ها تکامل یافته است.

اگر ما برای بحث بروی گاو تمرکز کنیم می بینیم که سیستم نگهدارنده پستان در آن ها اساساً از دو جز اصلی تشکیل شده است. این دو مورد در شکل در قسمت راست نشان داده شده اند. این اجزاء عبارتند از رباط های نگهدارنده داخلی و میانی. یکی از ویژگی های مفید آنتاتومی غده پستانی این است که در بیشتر قسمت های کالبدشناس شده، نام آن بر اساس ساختار عملکردی آن نهاده شده است. به طوری که رباط های داخلی دروسط و رباط های جانبی در امتداد خارجی غده وجود دارند.

 

morghaneh-14

برای تمرکز برروی رباط های نگهدارنده داخلی، ما باید بدانیم که این ساختار حفاظت کننده و نگهدارنده اولیه پستان محسوب می شود. رباط نگهدرانده داخلی یا میانی از کف پستان آغاز شده و ساختار پستان را به دو نیمکره راست و چپ تقسیم می کند در صورتی که به یک گاو شیری از پشت نگاه کنیم. این رباط از یک بافت همبندالاستیک ضخیم تشکیل شده است و این خاصیت کشسانی این اجازه را می دهد تا در زمانی که پستان از شیر پر شده است را به صورت مناسب حفاظت کند.

بخش مهم دوم از سیستم  نگهدارنده پستان در گاو رباط های نگهدارنده جانبی است این بخش ساختار پشتیبانی ثانویه رادر پستان بوجود می آورد و آن ها ترکیبی از رباط های هستند که از قسمت داخلی پوست آغاز شده و تا قسمت داخلی پستان در هر دو طرف وارد می شوند. در مورد رباط های جانبی نگهدارنده از بافت های همبند ضخیم با الیاف غیر الاستیک ساخته شده است. دوباره تاکید می کنم که این الیاف غیر الاستیک هستند زیرا آن ها نگهدای می کنند از شکل پستان حتی زمانی که غده پستانی پر از شیر است.

در ادامه بررسی سیستم های نگهدارنده غده پستانی در گاو علاوه بر دو رباط اصلی که به آن ها اشاره شد که به عنوان عناصر نگهدارنده اولیه پستان عمل می کنند، بافت همبند نیز از اهمیت بالایی برخوردار هستند.

همان طور که قبلاً نیز اشاره شد بافت های همبند آلوئول ها به صورت انفرادی احاطه کرده و درضمن دورتادور لوبول ها و لوب های پستانی را نیز این بافت همبند احاطه کرده است. به طوری که هر واحد عملکردی غده پستانی توسط بافت همبند سپتوم احاطه شده است. این بافت همبند جدا جدا سپس با یکدیگر متصل شده و با رباط های داخلی و جانبی نگهدارنده ضمیمه می شوند. در نتیجه این ساختار عملکردی غده پستانی از نظر فیزیولوژیکی توسط این دو رباط به حالت تعلیق و آویزان در می آیند.

 


از سطح نیتروژن اوره خون در شیر می توان به عنوان یک ابزار مفید در جهت بررسی میزان سطح مطلوب پروتئین در جیره غذایی گاوهای شیری استفاده نمودکه این نظر Wattiaux و Sanjeewa Ranathungaاز اساتید بخش گاو شیری دانشگاه ویسکانسین می باشد.

در جیره به خوبی بالانس شده میزان پروتئین خام تقریباً ۱۶٫۲ درصد است که منجر به نیتروژن اوره ای شیر (MUN) برابر با ۱۱٫۳ میلی گرم در هر دسی لیتر می شود که با حداکثر میزان پروتئین تولیدی ارتباط و همبستگی دارد (در حدود ۲٫۴۶ پوند پروتئین در هر روز) و هزینه خوراک (IOFC) نیز در این شرایط ۹ دلار به ازای هر گاو در روز می شود.
در این سطح از پروتئین خام در جیره غذایی انتظار می رود که میزان ازت اوره ای دفع شده به میزان۲۵ درصد کمتر از شرایطی باشد که گاوها با جیره حاوی ۱۸ درصد پروتئین خام با MUN 14 میلی گرم در هر دسی لیتر تغذیه کرده باشند و IOFC نیز در آن ها نیز به نسبت کمتر است و در ضمن ۸ دلار به ازای هر گاو در روز می باشد.

 

morghaneh4159

 

اما برای پیدا کردن میزان صحیح MUN در گله خود باید از روش های سیستماتیک استفاده کنید. در اینجا شش مرحله اساسی برای تعیین بهترین سطح MUN آورده شده است:

۱- اطمینان حاصل کنید که جیره غذایی شما به خوبی از نظر پروتئین و انرژی بالانس شده باشد و سپس حداقل برای سه هفته نمونه های MUN گرفته شود تا از آن به عنوان یک مرجع برای گله شما استفاده شود.
۲- پایین تر آوردن محتوای پروتئین های غیر قابل تجزیه در شکمبه (RUP) در جیره غذایی به میزان ۰٫۲۵ درصد به ۰٫۵ درصد درحالی که میزان انرژی و پروتئین قابل تجزیه در شکمبه (RDP) ثابت است. از این جیره باید برای دو تا سه هفته برای تعیین میزان مصرف ماده خشک و کاهش تولید شیر با پایین آمدن سطح RUP تغذیه شود.
۳- اگر افت در تولید شیر مشاهده نشد به کم کردن از میزان RUP در جیره غذایی ادامه دهید.

۴- در صورت مشاهده افت تولید میزان RUP را بالا برده تا به سطح تولید قبل برسید.

۵- زمانی که بهترین سطح RUP را بدست آوردید، این پروسه را برای RDP تکرار کنید.

۶- هنگامی که تولید شیر کاهش پیدا کرد به میزان RDP اضافه کنید تا به سطح تولید قبل برسد.

پس از تثبیت شرایط شما یک درک بهتری از میزان سطوح RUP، RDP و MUN بدست خواهید آورد. در حالی که این کار وقت گیر و خالی از خطا نیست، همانند یک رویکرد سیستماتیک شما باید اجازه بدهید که گاوها بهترین تغذیه را بدون اتلاف دلار و نیتروژن داشته باشند.

 


در حال حاضر در صنعت گاو شیری استفاده از جیره های TMR به عنوان یک استاندارد شناخته شده است. با این حال یک دستورالعمل تغذیه ای جهانی برای تلیسه های جوان به خوبی معرفی نشده است، بر این اساس دکتر Stu Rymph متخصص تغذیه دام Purina مطالبی را ارائه نمود.

ممکن است در معرض جیره های TMR قرار دادن تلیسه ها بلافاصله پس از شیرگیری از آنجایی که شکمبه هنوز به آن تکامل لازم نرسیده است مشکلاتی را برای آن ها بوجود آورد. بر این اساس Rymph بیان داشت که تلیسه ها به ۱۳ هفته تا ۶ ماه زمان نیاز دارند تا پاپیلاهای شکمبه به بلوغ کامل خود برسند و در نتیجه به زمان بیشتری برای استفاده کامل از مواد دانه ای موجود در جیره غذایی و علوفه خشک تا تکامل کامل عملکردی شکمبه برای حداکثر استفاده از مواد مغذی موجود در جیره غذایی دارند.

 

morghaneh-7458

 

به علاوه تلیسه های جوان ظرفیت شکمبه ای محدودی برای فرآیند کافی برروی جیره TMR برای برآورده نمودن احتیاجات غذایی خود دارند. آنها فضای کافی در داخل شکمبه برای حداکثر استفاده از جیره غذایی TMR خود برای تامین نیازهای مواد مغذی خود را ندارند. ممکن است که تلیسه های جوان با تغذیه با جیره غذایی TMR از نظر حجم مصرف خوراک انتظارات ما را برآورده کنند اما اساساً از نظر مواد مغذی در گرسنگی به سر می برند. رشد فیزیکی آن ها، توسعه شکمبه و به طور بالقوه سیستم ایمنی آن ها در این شرایط دچار اختلال می گردد.

او بیان داشت که با توجه به موارد ذکر شده از مصرف جیره TMR برای تلیسه های جوان خود جلوگیری کنید.
برای حداکثر رشد و توسعه شکمبه تلیسه ها نیاز دارند که از قندهای موجود در علوفه خشک به صورت دست نخورده استفاده نمایند. فرایند تخمیری که در سیلاژ رخ می دهد این قندها را به اسید تبدیل می کند.
اسید لاکتیک در سیلاژ می تواند به عنوان یک منبع انرژی در گوساله ها استفاده شود اما آن موجب تحریک توسعه شکمبه نمی شود همانند این موضوع برای اسیدهای چرب فرار تولید شده از تخمیر قندها، نشاسته ها و الیاف در شکمبه رخ می دهد.
اگرچه میزان پروتئین جیره TMR در این مقاله قابل قبول بوده است اما تلیسه ها نمی توانند از آن به طور کامل استفاده کنند. بدین خاطر که پروتئین در سیلاژ شکسته می شود و بسیار محلول می شود. در حالی که برای گاوهای بالغ و بزرگ این موضوع و شکل پروتئین مشکلی ایجاد نمی کند ولی برروی تلیسه های در حال رشد شکل و وجود پروتئین های حقیقی تاثیر محسوسی دارد.

ممکن است در اثر استفاده از جیره های TMR در تلیسه ها، رشد دچار مشکل شود و به آن وزن مورد نظر دست پیدا نکنند. Rymph تاکید ویژه ای برروی ارتفاع لگن در کنار توجه به وزن دارد و بیان می دارد که در این شرایط تنها نباید به وزن تلیسه ها توجه کرد و رشد قالب مناسب در تلیسه ها نیز اهمیت بسیار زیادی دارد.
Rymph بیان داشت که هدف ما از پرورش یک تلیسه داشتن گاوهای سالم و دارای عملکرد بالا در زمان شیردهی است. که برای رسیدن به این اهداف باید در این دوره از زندگی توجه لازم را برای رسیدن به رشد و توسعه فیزیکی دستگاه گوارش تلیسه ها معطوف بداریم.


گاوهایی که دارای سیستم ایمنی ایمنی ضعیف باشند در معرض خطرات بیشتر و مستعد ابتلا به انواع بیماری ها در اوایل شیردهی می باشند که این میزان به نسبت سایر زمان ها در چرخه تولید بیشتر است، که این میزان را می توان تا ۴۰ درصد در دوره انتقال کاهش داد.

هزینه ای که برای این مسائل پرداخت می شود سرسام آور است و در یک گله ۱۰۰ راسی هزینه سالیانه ای که برای برخورد با ورم پستان پرداخت می شود بالغ بر ۱۱۰۰۰۰ یور می باشد و متریت و جفت ماندگی نیز در اثر سرکوب سیستم ایمنی بوجود می آید.

ایمنی در گاو چیست و چرا چالش در این مرحله بروی تولید تاثیر می گذارد؟

ایمنی به توانایی گاو در دفع عفونت ها و چلش های بیماری تعریف می شود. گاوها یک ایمنی غیر اختصاصی یا ایمنی داتی دارند که می تواند به آن ها در بوجود آوردن پاسخ های ایمنی مفید باشد و پاسخ های ایمنی را افزایش دهد.
سیستم ایمنی پس از در معرض بیماری قرار گرفتن و همچنین انجام واکسیناسیون فعال بالاتر می رود.
چالش ایمنی در طی دوره انتقال به طور معمول افزایش پیدا می کند و عملکرد نوتروفیل ها (سلول های سفید خون) و لنفوسیت ها (موادی خاص در خون که در سیستم ایمنی نقش دارند) در طی این دوره به میزان ۲۵ تا ۴۰ درصد کاهش پیدا می کند.

به طور معمول در اوایل شیردهی میزان بروز تب شیر، جفت ماندگی، متریت، جابجایی شیردان، کتوز و ورم پستان افزایش پیدا می کند.

توجه داشته باشید که نظارت دقیق برروی گاوهای شیری که تازه زایمان کرده اند به بهبود سلامت در دوره انتقال کمک می کند.
سیستم ایمنی بدن گاو در طی این دوره به دلایل تغییرات فیزیولوژیکی و عملکرد سیستم ایمنی در کنار توسعه و رشد جفت و جنین دچار تغییراتی شده و به درستی عمل نمی کند.

در نتیجه گاوها در طی دروه انتقال مستعد ابتلا به بیماری های بیشتری در مقایسه با سایر زمان های سیکل تولید قرار می گیرند.
با توجه به اینکه در طی دوره انتقال گاوها بیشتر در تعادل منفی انرژی قرار دارند، تغذیه و مدیریت آن نقش حیاتی در بدست آوردن سیستم ایمنی مناسب دارد.

 

morgahneh14587k

 

مراحل بهبود ایمنی در گاو

دلایل سرکوب سیستم ایمنی در این دوره پیچیده و هنوز هم مشخص نشده است و بدون شک ما نیاز داریم که در سال های آینده مطالعات بیشتری در این زمینه انجام دهیم؛ اما اکنون چه کاری می توانیم برای دامپروران انجام دهیم؟
۱- اغلب به موضوع سلامت گاو در طی دوره انتقال توجه کافی صورت نمی پذیرد و یک مشکل کوچک در طی این دوره موجب تاثیرات بزرگی در توسعه و رشد می شود.

برای مثال در گاوهای با تب شیر مشکل جفت ماندگی، متریت و اندومتریت و ورم پستان بیشتری رخ می دهد و در شرایط تعادل منفی انرژی خطر جابجایی شیردان، جفت ماندگی، متریت و اندومتریت افزایش پیدا می کند.
موارد ذکر شده از مشکلات معمول است که در اغلب موارد گاو در تلاش است تا آن را به شما بگوید که بدلیل ضعف سیستم ایمنی بوجود می آید.

بنابراین لازم است که دامپروران و دامپزشکان تمام کارهای را که می توانند در جهت بهبود وضعیت دام و ایمنی آن در نزدیکی دوره زایمان انجام دهند. تقویت سیستم ایمنی در زمان گوساله زایی با تغذیه و مدیریت خوب به عنوان یک بخش اصلی از مدیریت دوره انتقال انجام پذیر است.

۲- بهبود تعادل منفی انرژی و جلوگیری از کتوز برای به حداکثر رساندن عملکرد سیستم ایمنی در زمان گوساله زایی.
مطالعات اخیر نشان دهنده این است که گاوهای مبتلا به یکی از مشکلات ذکر شده در بالا پس از گوساله زایی در وضعیت انرژی ضعیفی قبل از گوساله زایی قرار داشتند.

۳- استفاده از ثبت و ضبط موارد بیماری توسط دامپزشک و متخصص تغذیه که به شما در شناسایی وضعیت بیماری گاو و سلامت در دوره انتقال کمک می کند.

 

مزایای بهبود وضعیت ایمنی

بهبود سیستم ایمنی منجر به کمتر شدن موارد بروز عفونت که نیاز به درمان های آنتی بیوتیکی دارند می شود و در ضمن سریعتر به تعادل مثبت انرژِی و افزایش باروری خواهند رسید.

در نظر گرفتن این شرایط منجر به این خواهد شد که گاوها سریعتر به اوج تولید رسیده و سود واحد دامپروری نیز افزایش پیدا کند.


بیماری هاری در حیوانات
بیماری هاری به شکل کلینیکی خود در طیف وسیعی از حیوانات مشاهده می شود . حیوانات از نظر شکل درگیری و علائم بیماری  نسبت به هاری بسته به حساسیت آنها و نوع آلودگی رفتارهای متفاوتی بروز می دهند. برخی حیوانات به خاطر شکل زندگی بیشتر درمعرض خطر قرار دارند از جمله خفاش های خونخوار و حیوانات اهلی بزرگ که در محیط آزاد می باشند . در این قسمت هاری را در دام های اهلی و برخی دام های وحشی به تفصیل بررسی می کنیم.

هاری در سگ:
به نظر می رسد اولین موارد شرح بیماری های در مورد سگ باشد به طوری که در تاریخ بارها در مورد سگ های دیوانه و مسئولیت صاحبان آنها در هنگام گاز گرفتن دام ها و افراد صحبت شده است . این حیوان هم اکنون هم اولین مخزن و ناشر بیماری شناخته می شود و از ۵۰۰۰۰ هزار مورد مرگ و میر ناشی از بیماری ۹۰% موارد توسط سگ به انسان انتقال می یابد .


انتشار بیماری هاری در جهان
این بیماری، انتشار جهانی دارد و به استثنای چند کشور که توانسته اند آن‌را حذف نمایند (ژاپن و انگلستان ، سوئیس ، سوئد ، نروژ ، استرالیا ، نیوزلند ، هاوائی و …) در سایر نقاط دنیا منتشر است .لازم به ذکر کشورهائی که توانسته اند بیماری را در خود کنترل کنند اغلب جزیره هستند .

تنها در کشورهای جهان سوم، که نتوانسته اند هاری را در جمعیت حیوانات ولگرد از جمله خانواده سگ سانان کنترل نمایند هاری انسان به صورت یک معضل و یک بیماری مشترک خطرناک ، خودنمایی می‌کند ، در آمریکا به وجود پهناوری کشور تعداد موارد بیماری بسیار کم است که دلیل آن اطلاع رسانی و آگاهی بلای مردم امی باشد و در مجموع، انتشار حقیقی این بیماری، ناشناخته است .نکته مهم اینکه با توجه به جمعیت میزبان و مخزن بیماری تعداد موارد بیماری در جهان رو به افزایش است. این بیمارى از دوران بسیار قدیم در تمام دنیا به ویژه خاورمیانه وجود داشته است . طبق گزارش سازمان بهداشت جهانى سالانه ده میلیون نفر در دنیا به دنبال گازگرفتگى حیوانات مشکوک به هارى تحت درمان قرار مى گیرند و حدود پنجاه هزار نفر به دلیل عدم آگاهى از عواقب بیمارى هیچ گونه درمانى انجام نداده و در نتیجه تاخیر یا نقص در انجام درمان مى میرند . در ایران نیز وزارت بهداشت تا کنون هشدارهای در مورد زیاد شدن موارد هاری داده است.


بیماری باستانی خطرناک
بیماری هاری به اندازه آفرینش بشریت قدمت دارد واژه rabies یا هاری از واژه «rabhas» به معنی خشن از زبان سانسکریت گرفته شده است . بیماری خشن و خطرناکی که گاهی معرف خشم خدایان و گاهی در اثر جادوی جادو گران و حمله جنیان بروز می کرده است.

لغت یونانی هاری layssa که هم اکنون برای معرفی جنس ویروس استفاده می شود نیز به معنی خشن می باشد . واژه لیزا در زبان انگلیسی به معنی گزیده شدن توسط سگ هم آمده است . اولین توصیف بیماری مربوط به دانشمندی در بابل مربوط به ۲۳ قرن قبل از میلاد است . ذیمقراظیس طبیب و فیلسوف یونانی ۵۰۰ سال قبل از میلاد مسیح بیماری را شرح داده است.


دانشمندان دریافته اند که بیماری آنفلوانزای مرغی که می تواند موجب مرگ انسان شود امکان دارد توسط گربه ها نیز انتقال بیابد. پیش از این تصور می شد که گربه نسبت به ویروس ناقل انواع آنفلوانزا از جمله آنفلوانزای مرغی مصونیت دارد.
این بیماری اوایل امسال دست کم بیست نفر را در آسیا کشت. این پژوهش تازه در باره نحوه انتقال آنفلوانزای مرغی توسط مرکز پزشکی اراسموس در روتردام هلند منتشر شده است.


مدیران موفق واحد های تولید دامی با عجین نمودن هنر و تجربه ی گذشتگان با علوم پیشرفته ی تغذیه ای امروزی که آمیزه ای جالب توجهی را تحت عنوان مدیریت تغذیه ای به وجود آورده اند که با کاربرد علمی این برنامه ها در مزارع دامپروری و با سود آورنمودن این بخش تولیدی برای سرمایه گذاران این واحد ها که زمینه ی مطمئنی در رابطه با تضمین اقتصادی فعالیتشان فراهم می آورند.

مدیران مذبور عمده علت موفقیتشان را علم وعلاقه به زمینه ی مورد فعالیت و تحت نظر گرفتن نکات ریزی می دانند که اگر چه ساده و عملی هستند ولی اغلب از دید افراد پنهان مانده و یا به مورد اجراگذاشته نمی شوند . در ذیل به تعدادی از آنها که می توانند در زمینه ی تغذیه کاربردی گاوهای شیری مفید و سودمند باشند که اشاره می شود :